
انجمن های ادبی برای رسیدن به چه اهدافی تشکیل می گردند؟
بی گمان انجمن های ادبی برای هر هدفی که تشکیل بشوند برای اهداف سیاسی تشکیل نمی شوند.در سیاست آنگونه که در جامعه ما مورد نظر است هدف، رسیدن به قدرت است.برای رسیدن به قدرت شما باید در وهله ی نخست آنان را که در قدرتند به چالش بکشید که این امر از چالش فکری و چالش مشروعیت آغاز می گردد.بنا بر این به باور بنده آنانکه در سیاست وارد می شوند برای رسیدن به قدرت و بهره مندی از مزیتهای آن مجبورند به چانه زنی و معامله کردن بپردازند.
انجمن های ادبی ماهیتا و قانونا در ورای این اهداف فعالیت می کنند.انجمن های ادبی آنگونه که من در می یابم، بر آنند که در کمال سلامت در باره شعر و ادبیات سخن بگویند و فضایی فراهم آورند تا اعضا بتوانند در آن نوع ادبی دلخواسته به پیش روند و کامیابتر از پیش گردند.. گرچه که موضوع و محتوای آن نوع ادبی ؛ سیاست باشد.سخن گفتن در باره ماهیت و مصداق سیاست در شعر و ادبیات سخن یک بحث است و عریان به نقد و بررسی سیاست و سیاستمداران پرداختن موضوعی دیگر است.
بر این باورم که بزرگترین کانالی که انجمنهای ادبی از آن ضربه خواهند خورد، رها کردن ماهیت ادبی انجمن و پرداختن نظری به موضوعات مرتبط با سیاست و قدرت است.این موضوع چندین ضرر خواهد داشت.نخست آنکه بدیهی است، حاکمیت و مراجع قدرت چنین امری را بر نخواهند تابید و در برابر آن واکنش نشان خواهند داد که در بهترین حالت؛این واکنش، تعطیلی انجمن را به دنبال خواهد داشت.
دومین زیانی که ورود به بحث سیاست برای انجمن و اعضایش خواهد داشت چند دسته کردن و تفرقه انداختن در بین اعضاست که مستلزم صرف انرژی آنان در امور سیاسی و مهجور ماندن مطلق امور ادبی خواهد بود.این امر در آغاز کار، موجب جناح بندی و خط کشی بین اعضا و طرد شدن عده ای و نهایتا ریزش اعضای انجمن خواهد شد.
ریزش اعضای انجمن دو شق خواهد داشت یا اعضای کناره گرفته به امور خویش خواهند پرداخت یا آنان نیز در برابر اعضای باقیمانده در انجمن مادر دست به تخاصمات و بحث و جدل می زنند.هر طرف که پیروز معرکه باشد بازنده است چون ماهیتا از هدف نخستین که رشد و تعالی ادبیات و انواع ادبی است باز خواهند ماند.
در هر حال بزرگترین آفتی که حیات یک انجمن ادبی را تهدید می کند وارد شدن به مباحثی است که نه تنها بحث و جدل در آن موضوع به جایی نخواهد رسید بلکه موجب نابودی انجمن خواهد شد.برای آنکه اعضای انجمن بتوانند نقطه نظرهای خود در سیاست وسایر موضوعات خارج از ماهیت انجمن را مطرح کنند به نظر می رسد بهترین کار، پالودن فضای انجمن ها از این گونه مباحث غیر مرتبط است و دیگرآنکه اعضای انجمن بتوانند در فضای بیرون از انجمن و سوا از نام انجمن به این امور بپردازند که اگر هزینه ای را متحمل شدند به دیگر اعضای انجمن و انجمن ادبی به عنوان یک شخص حقوقی زیانی وارد نگردد.
طبقه بندی: نوشته های من،

دهم بهمن جشن سده بر همه ی ایرانیان شادباش باد.به این منظور شعری از حسین منزوی غزلسرای همروزگارمان را به همه ی شما خوبان پیشکش می کنم.شادیتان افزون و عمرتان پایدار باد.

از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریم
نه طاقت خاموشی، نه میل سخن داریم
آوار پریشانیست، رو سوی چه بگریزیم؟
هنگامۀ حیرانیست، خود را به که بسپاریم؟
تشویش هزار «آیا»، وسواس هزار «اما»،
کوریم و نمیبینیم، ورنه همه بیماریم
دوران شکوه باغ از خاطرمان رفتهست
امروز که صف در صف خشکیده و بیباریم
دردا که هدر دادیم آن ذات گرامی را
تیغیم و نمیبریم، ابریم و نمیباریم
ما خویش ندانستیم بیداریمان از خواب
گفتند که بیدارید؟ گفتیم که بیداریم.
من راه تو را بسته، تو راه مرا بسته
امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم
طبقه بندی: فرهنگ و تاریخ و ادبیات،
مردی در کنار ساحل دورافتاده ای قدم میزد. مردی را در فاصله دور می بیند که مدام خم میشود و چیزی را از روی زمین بر میدارد و توی اقیانوس پرت میکند. نزدیک تر می شود، میبیند مردی بومی صدفهایی را که به ساحل می افتد در آب میاندازد.
- صبح بخیر رفیق، خیلی دلم میخواهد بدانم چه میکنی؟
- این صدفها را در داخل اقیانوس می اندازم. الآن موقع مد دریاست و این صدف
ها را به ساحل دریا آورده و اگر آنها را توی آب
نیندازم از کمبود اکسیژن خواهند مرد.
- دوست من! حرف تو را می فهمم ولی در این ساحل هزاران صدف این شکلی وجود دارد.
تو که نمیتوانی آنها را به آب
برگردانی خیلی زیاد هستند و تازه همین یک ساحل نیست. نمی بینی کار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمیکند؟
مرد بومی لبخندی زد و خم شد و دوباره صدفی برداشت
و به داخل دریا انداخت و گفت:
"برای این یکی اوضاع فرق کرد."
منبع:اینترنت
پی نوشت:
اگر اشتباه نکنم برشت می گوید
به جای آنکه به تاریکی لعنت بفرستی شمعی روشن کن
فخر الدین زیلعى حنفى فتوایى را با استفاده و استناد به آیه اى از قرآن كریم از قاسم بن إبراهیم نقل مى كند كه بر اساس آن هر مردى مى تواند تعداد نهُ همسر در آن واحد داشته باشد.
وى مى گوید: خداوند ازدواج با دو زن را با این جمله ( مثنى ) جایز دانسته است، و درادامه این جمله را ( ثلاث ورباع ) با واو عطف كه به معناى جمع است ذكر فرموده است، پس در این صورت مجموع زنانى كه براى انسان جایز است نُه زن مى شود.
سپس مى گوید: نخعى و ابن أبی لیلى نیز چنین فتوایى را صادر كرده اند.
از این مهمتر سخن كسانى است كه حدّ و مرزى در تعداد همسران نمى شناسند، مانند شوكانى به نقل از ظاهریّة، وابن صباغ وعمرانى و قاسمیّه از فرق زیدیّه ونظام الدین أعرج، او در تفسیر آیه: (فانكحوا ما طاب لكم من النساء) مى گوید: گروهى از این آیه اینگونه استفاده كرده اند كه در تعداد همسر هیچ محدودیّتى وجود ندارد زیرا آیه اطلاق دارد و خداوند عدد خاصّى را بیان نفرموده است.
تهمتى بدون دلیل
ابن حزم در سخنى افتراء آمیز شیعه را متّهم مى كند كه آنان داشتن نُه همسر را در آن واحد جایز مى دانند، ولى منبع و مرجع این سخن را ذكر نكرده است.
آشنایان به فقه اهل بیت(ع) مى دانند كه چنین نسبت ناروائى نه در كتب فقهى شیعه دیده شده و نه فقیهى چنین فتوایى صادر كرده است، بلكه حرمت بیش از چهار همسر در آن واحد از مسلّمات فقه شیعه است.
در كتاب جواهر الكلام كه در موضوع فقه شیعه مفصّل ترین كتاب در بین دیگر كتب فقهى است آمده است: حرام بودن بیش از چهار همسر در زمان واحد از مسائل اجماعى شیعه و از ضروریّات دین است.
طبقه بندی: وام نوشته هایی چشمگیر،
شاید خیلی سال نباشد که دوران تحصیل در مقطع راهنمایی خود را به پایان رسانده اید.شاید هم مدت زیادی از آن زمان می گذرد.به هر حال،در کتاب فارسی دوم راهنمایی زمان ما (زمان شما را نمی دانم)درسی بود که در باره نوشتن و تلفظ صحیح کلمه جعده و جاده صحبت کرده بود." وقتی در مجلس شمس الدین در گزینی وزیر سلطان مسعود بن محمد بن ملکشاه سلجوقی، موقعی که کمالالدین زنجانی (که بعدها وزیر طغرل سوم شد) از بغداد به اصفهان رسیده بود شمس الدین در گزینی او را مخاطب ساخته گفت: با وجود ناامنی راهها، چگونه بوده است که به سلامت ماندی مگر از ‹‹جعده›› نیامدی؟
کمال الدین گفت: ایها الوزیر جاده است نه " جعده"
گفت: راست گفتی، ‹‹جعده›› آنست که تیرکمان، در آن میگذارند و مقصود او ‹‹ جعبه ›› بود که این معنی اخیر را دارد.
تمام حضارمجلس برشمس الدین وزیر خندیدند و وزیر چون دریافت که نه املای صحیح ‹‹جاده ›› را میداند نه هیئت درست ‹‹ جعبه›› را، خجلت بسیار برد و تا مدتی جسارت آنکه در روی حضار نگاه کند نداشت. "
از آن درس و از آن داستان سالها گذشت تا اینکه به تازگی در سایت فردا نوشتند"در مراسم بدرقه تیم ملی ایران، بر فراز سخنرانان، آیهای از قرآن به خط بزرگ وجود داشت که متاسفانه سه غلط فاحش املایی داشت"بعد یکی دیگر از کاربران سایت فردا نوشت 4 غلط در این یک نوشته هست و درست گفته بود.آن عکس این بود.

ونوشتن صحیح آیه قران هم به این صورت است "فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین"
شاید در نگاه نخست بگویید در مملکتی که به آیه های قران این گونه بی توجهی می شود انتظار اینکه همه ی افراد در نوشتن متن رعایت قواعد املایی را بنمایند زیاده خواهی است.شاید همه ی آنهایی که آیه ای یا شعری را می نویسند آشنایی کامل با زبان عربی و ادبیات فارسی نداشته باشند.من نیز در آغاز این گونه می اندیشیدم.اما پیشتر که رفتم و بررسی کردم دیدم که این نکته علاوه بر دنیای حقیقی ،در بسیاری از متن ها و نوشته ها در اینترنت نیز صادق است.در باره ی برخی از دوستانم بیشتر اندیشیدم و با آنان گفتگویی کردم.برخی از آنان،برای نمونه، گمان می کردند سپاسگذار با ذال است در حالیکه بعد دریافتند باید بنویسند سپاسگزار.این نکته به من نشان داد که برخی از واژگان هستند که هنوز هم برای بسیاری چگونه نوشتنشان چالشی بزرگ است .برخی از دوستانم(که بیشتر بودند)متن نوشته خود را بازخوانی نمی کردند و نمی کنند.(بحث اشتباهات تایپی موضوعی دیگر است) اما به هر حال برای یک نویسنده و یا وبلاگر و یا کسانی که دستی به قلم می برند و پی در پی مرتکب غلط املائی میشوند و به این عیب بزرگ که به دست ایشان پرداخته میشود، پی نمی برند،جای درنگی پر اهمیت است تا بیش از یک آدم معمولی به نوشته های خود دقت کنند.بی گمان اگر متن نوشته، یکبار یا بیشتر مورد بازبینی قرار گیرد،افزون بر آنکه غلطهای املایی آن تصحیح خواهد شد برای نگارش نیز سودمند خواهد بود تا اشکالات نگارشی آن نیز برطرف شود.
برخی از دوستان من بر این باورند که درآمیختن زبان فارسی با واژگان تازی(عربی)سبب ساز این شده که ما در املا اشکال داشته باشیم.تا اندازه ای این نکته قابل پذیرش است اما به باور بسیاری از زبان شناسان، یک ایرانی برای نوشتن و صحبت کردن به بیش از 1500کلمه نیاز ندارد.اگر این گفته را بپذیریم، بی گمان تصدیق خواهید کرد که دانستن چگونگی درست نویسی این واژگان برای کسی که دست کم دارای مدرک دیپلم است ،امری سخت نخواهد بود.از سوی دیگر برای بسیاری از واژگان زبان تازی برابر نهاده های پارسی وجود دارد.می توانیم از ان برابر نهاده ها بهره ببریم.(به زودی در این زمینه ،مطالبی خواهم نوشت)
از آنجایی که در اینترنت ،نوشتن به صورت انلاین خیلی رواج دارد من از همه ی شما خوبان در خواست می کنم وقتی نظری یا نوشته ای برای مطلبی در سایتی یا وبلاگتان می گذارید به خودتان و مخاطبتان احترام بگذارید و آن را برای یکبار هم که شده باز خوانی کنید.بی گمان سود این کار برای همه ی ما خواهد بود.
بی گمان پاسداشت زبان مادری ؛افزون بر بهره گیری از واژگان پارسی به درست نویسی آن واژگان نیز بسیار وابسته است.فارسی را پاس بداریم که هویت راستین ما ؛ زبان شیرین ماست.
طبقه بندی: نوشته های من،
این تقویم که کاری از استاد رضا مرادی غیاث ابادی است با 250کیلو بایت بسیار کم حجم است.
انانی که به ایران و فرهنگش،جشن ها و اداب و رسومش اهمیت می دهند می توانند با کلیک بر روی نوشته زیر این تقویم را دانلود کنند.
سالنامه ی ۱۳۸۸
-سالنامه ایرانی:که در آن مناسبتهای ایرانی و فرهنگ پارسی آمده و ما را با سنتها و آیینهای اصیل مان آشناتر و نزدیک تر میسازد.
-لحظه تحویل سال ۱۳۸۸ : ساعت ۱۵ و ۳ دقیقه و ۵۸ ثانیه به وقت تهران ، آدینه روز سی ام اسفند ۱۳۸۷ ، بر مبنای طول سال اعتدالی گاهشماری ایرانی
-نگارنده: رضا مرادی غیاث آبادی
دانلودسالنامه(تقویم)ایرانی سال1388طبقه بندی: فرهنگ و تاریخ و ادبیات،
تبلیغات




